مهدی محبیکرمانی -جانشین مدیر مسئول هفتهنامه استقامت
خدا خواست که محمود صارمی به دست اوباش طالبانی به شهادت برسد که ما اهل خبر هم روزی در تقویم رسمی کشور داشته باشیم. روزیکه مقامات (صرفنظر از آنچه که با اهل خبر میکنند!)، دوستانیکه عمراً یک نشریه را ورق زده باشند! و اساساً مرجعیت خبرشان جای دیگری است، کیلوکیلو هندوانه زیر بغلمان میدهند و ما را به اوصافی موصوف میکنند که راستش بعض از این اوصاف در مرتبة اولیاء و زبانم لال، پیامبران است. کافی است یک دور تبریکاتی که خودشان برای ما فرستادهاند ملاحظه کنند، تا ببینند ما چه منزلتی داشتهایم که خودمان از آن بیخبر بودهایم!
خداییاش ما خیلی نجیب و فروتن بودهایم که تا همینجا چیزی به روی خودمان نیاوردهایم؛ این قدر هندوانه کال زیر بغل ما ندهید، جو گیر میشویم و کار دست خودمان میدهیم؛ اینجا را داشته باشید، تا برویم سر اصل مسئله.
ما خبرنگار آزاد و مستقل نداریم؛ منظورم اینجا نیست، سوء تفاهم نشود. تمام عالم خبرنگار مستقل ندارند! اگر ماسکها کنار برود، معلوم میشود به کجا بند هستند!
تکلیف خبرنگاران شرق و غرب روشن است، آنجا خبرنگاران پیشاپیش خود را یا به دولتهای خود فروختهاند (چین و کره شمالی و اولیگارشی روسیه را میگویم) و یا به مافیای رسانهای آشکار و نهان و بنگاههای اقتصادی غربی فروختهاند.
شبکههای فارسی زبان ماهوارهای هم کلاً داخل آدم نیستند، خبرنگاران آنها نه فقط که خود را بلکه غیرت ملی و میهنی و خلاصه همه چیز خود را فروختهاند و چه ارزان! میماند کشورهای جهان سوم (نفتی را هم اضافه کنید!) جسارت است، ولی عموماً توی این کشورها خبرنگار زنده آزاد و مستقل نداریم. مرده هرچه دلتان بخواهید!
گیرم که ما اینجا خبرنگار آزاد و مستقل (به تعبیر رایج هم) داشته باشیم. اگر خبرنگاران پرتعداد صدا و سیما و نشریات بزرگ سراسری را از جمع خبرنگاران به اصطلاح آزاد و مستقل کم کنیم، میرسیم به تعداد اندکی خبرنگار که حتماً برای خودشان هم خط قرمزهایی دارند. اخلاق خبرنگاری، مصالح ملی، خط قرمزهای سیاسی، امنیتی و مهمتر از همه، دغدغه نان!، خبرنگاران نشریات محلی عموماً از این جماعت هستند و همینها مخاطب اکثر پیامهای تبریک و تهنیت روز خبرنگار هستند.
چه به اعتبار اوصافی که در این پیامها آورده شده است، اینها وجدان بیدار جامعه و ... هستند و باقی کارمندان حقوق بگیر صدا و سیما و دولت و نشریات سراسریاند.
به عبارت دیگر مردم از این خبرنگاران انتظاراتی بیش از توان و مأموریت آنها دارند! خبرنگاران که این روزها (به کسی برنخورد!) موضوع یک تراژدی تنازع بقا هستند. عرض میکنم چرا؟
ما توی این استان قریب چهارصد امتیاز رسمی نشریه داریم (از آمار تفکیکی سایتها، نشریات مکتوب و پایگاههای خبری اطلاعی ندارم)، اگر هر نشریه بدون احتساب مدیر مسئول و سردبیر فقط دو خبرنگار داشته باشد، ما باید الحال 1600 خبرنگار حرفهای در سراسر استان داشته باشیم!؟ داریم؟
این یعنی که بسیاری از این مجوزها یا فصلی هستند (ویژهی انتخابات)، یا به دست اهل خبر نیافتدهاند! (بخوانید فیک نیوز یا باج نیوز و قس علیهذا...)
طبق قانون مطبوعات اگر یک نشریه شش ماه منتشر نشود، پس از اخطارهایی که به آن داده میشود، مجوز آن لغو میگردد (فعلا کاری به این موضوع ندارم، محض اطلاع گفتم)
میخواهم بدانم از این چهارصد نشریه چند نشریه روی گیشههای مطبوعاتی میبینید؟
حتم دارم که حداکثر از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکنند. نتیجه این که تعداد خبرنگاران حرفهای استان چیزی در حد صد نفر است؟ یعنی یا 1500 خبرنگار استان بیکار شدهاند؟ یا اساساً، این تعداد خبرنگار حرفهای نداشتهایم! در هر دو حالت این تعارض هولناک باید آسیبشناسی شود.
حالا ببنید چرا ما به این حال و روز افتادهایم؟ عرض میکنم:
1 ـ بهای کاغذ در فاصلة چهار سال اخیر حدود هفت برابر شده است.
2 ـ بهای لیتوگرافی و چاپ درهمین فاصله نیز تقریبا به همین نسبت افزایش یافته است.
3 ـ تعرفة آگهیها اما در همین فاصله حدود دو برابر شده، با این توضیح که متقاضی برای انتشار آگهی هم در مطبوعات به شدت کاهش یافته است.
4 - در کنار مراتب فوق حداقل حقوق مصوب شورای عالی کار در سال 1405 ، 60 درصد افزایش نسبت به سال قبل به حدود 22 میلیون تومان افزایش یافته است. ان بدان معنی است که یک خبرنگار با 44 ساعت کار در هفته حقوقی در حدود این عدد دارد . که ندارد!
( اگر همینجا ختم کلام کنم، باید حساب دستتان آمده باشد، شما از این درآمد رسانهها و حقوق خبرنگاران چه انتظاری دارید؟ )
بگذارید آخر قصه را بگویم؛
* جناب آقای استاندار، بخش عمدهای از این مسائل عملکرد مدیرانی است که شما در پیام زیبای خود، آنها را توصیه به تعامل و همکاری با مطبوعات کردهاید!
* جناب آقای اسحاقی، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، از این که در پیام خود اشاره به برگرداندن مرجعیت به مطبوعات کردهاید، خوشحالم. اما مگر نشریهای مانده است که قرار باشد مرجعیت خبر داشته باشد؟
* آقایان مدیران ارشد استان؛ شما هم صادقانه یک خط قلمی کنید که کدام درد را از دل اهالی مطبوعات استان برداشتهاید؟
روز خبرنگار را به تمام عزیزان خبرنگار از هر گروه و جماعتی شاد باش میگویم. عجالتاً دلمان به همین تمجید و تعریفها خوش باشد!
«باکم از تُرکان تیرانداز نیست
طعنة تیر آورانم میکشد»
نظر خود را بنویسید