محمد لطیفکار
اولین شماره استقامت را در سال نو، پس از چند هفته تعطیلی در حالی منتشر میکنیم که با وجود شرایط جنگ و مشکلات فزایندهی رسانهها، نمیدانم تا کی میتوانیم دوام بیاوریم.
اگرچه خبر تعطیلی برخی رسانهها و تعدیل نیروهای آنها در سال گذشته و پیش از شروع جنگ تحمیلی را هم بارها کم و بیش شنیدهایم، و اندوهگین شدیم، اما این روزها با وجود شرایط جنگی و تهاجم آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان، رکود و تعطیلی رسانهها به طرز دلهرهآوری رو به افزایش است.
افزایش قیمت کاغذ، لیتوگرافی و هزینههای چاپ کمرشکن شده و اینترنت که در زمانهی ما حکم خون در رگان رسانه را دارد، هم به کلی قطع است. در همینحال سایر اقلام خدمات و تولید رسانه در سالهای اخیر رشد صعودی داشته، حال آنکه درآمد آنها از راه فروش و جذب آگهی به پایینترین سطح خود رسیده است.
با این همه، ما در هفتهنامه «استقامت»، و پایگاه خبری «فردای کرمان» در این ایام تن به تعطیلی ندادیم، و سعی کردیم از طریق به روز رسانی «فردای کرمان»، وقفهی کوتاه «استقامت» را جبران کنیم.
در این یادداشت کوتاه قصد ندارم به تحلیل این وضعیت دشوار و پیامدهای منفی آن بر توسعهی کشورمان بپردازم، چرا که معتقدم جامعهای که رسانه ندارد یا به قدری ضعیفاندکه نظر مردم را جلب نمیکنند، از نظر مرجعیت خبری هم به ناچار به خارج وابسته میشود.
کما اینکه این روزها بیش از هر زمان دیگری، شاهد فشار رسانههای خارجی بر افکار عمومی هستیم و تاثیرگذاری آنها را بر فضای خبری و ایجاد جنگ روانی در جامعه میبینیم، که به هیچوجه کمتر از بمبارانهای دشمن نیست. گمان میکنم تجربهی دو جنگ اخیر در سال گذشته، به خوبی این درس را به ما داد که در این زمینه تا چه اندازه آسیبپذیریم.
اکنون که این یادداشت را مینویسم، لحظاتی پیش از طریق رسانهها با خبر شدم دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد لغو شده، و ترامپ هم با وجود محاصرهی دریایی کشورمان، آتشبس را تمدید کرده است. این اقدام تناقضآمیز ترامپ اگرچه میتواند فضای بیم و امید را القا کند، اما همان چیزی نیست که ایران بخواهد. خبر خوبی که ما منتظر آن هستیم این است که جنگ به طور کامل متوقف شود و سایهی جنگ و تهدید از سر کشور عزیز ما به زودی کوتاه بشود.
نمیدانم خاتمهی جنگ کی اتفاق میافتد، اما امیدوارم در دورهی پساجنگ، موضوع توجه به رسانهها به عنوان یکی از اولویتهای تقویت جامعه مدنی، توسعه اجتماعی و بالندگی امنیت ملی کشورمان، بهطور جد مد نظر قرار گیرد. جنگ با همهی بدیها و نکبتی که دارد، برای آموختن از سختیهای زندگی میتواند راهنما و دلیل خوبی باشد، البته اگر ما هم شاگرد خوبی باشیم و یاد بگیریم!
نظر خود را بنویسید