فاطمه هجینینژاد
در آستانهی چهلمین روز فقدان هنرمند زندهیاد استاد مهدی ثانی قرار داریم. فرصتی برای درنگی دوباره بر زندگی و میراث هنرمندی که حضورش در جامعه تنها محدود به صحنهی تئاتر و کتابهایی که مینوشت نبود. او آنگونه زیستکه اینک در ذهن و جان نسلهایی از هنرجویان و همکارانش امتداد یافته است. ثانی از جمله هنرمندانی بود که هنر را نه صرفاً بهمثابه مهارت، بلکه بهعنوان شیوهای از زیستن و اندیشیدن میفهمید؛ نگاهی که در روش آموزش، برخورد حرفهای و تعهدش به تئاتر بهوضوح نمایان بود.
اکنون، در آستانهی چهلمین روز خاموشی او، بازخوانی تجربهها و تاثیرات او، نهتنها ادای دینی کوچک به این هنرمند است، که تلاشی برای ثبت بخشی از حافظه زنده تئاتر کرمان نیز هست. حافظهای که در آن، نام و تأثیر استاد مهدی ثانی همچنان بهعنوان معلمی الهامبخش و هنرمندی اثرگذار باقی خواهد ماند.
کوهی بود که از دور عظمتاش دیده نمیشد
علی کهن، هنرمند پیشکسوت تئاتر کرمان، از جمله هنرمندان همکار و نزدیک استاد ثانی است. وقتی از او در بارهی نقش و جایگاه هنری و تئاتری زنده یاد استاد ثانی، پرسیدم، در توصیف شخصیت و جایگاه هنری او، از استعارهای گویا استفاده میکند: «استاد ثانی مانند کوهی بود که از دور عظمتش دیده نمیشد، اما وقتی به پای آن میرسیدی و به بالا نگاه میکردی، تازه به بزرگیاش پی میبردی.» این توصیف، بهخوبی به یکی از وجوه مهم شخصیت او اشاره دارد؛ فروتنی عمیقی که در تمام سالهای فعالیتاش حفظ شد. به گفته کهن، او هرگز تلاشی برای نمایش جایگاه خود نمیکرد و با وجود دانش و تجربهی گسترده، همواره انسانی خاکی و بیتکلف باقی ماند. این ثبات در رفتار، منش و شیوه زیستن، برای اطرافیانش نشانهای از رسیدن او به نوعی پختگی و معرفت درونی بود.
کهن همچنین با اشاره به جایگاه معنوی و هنری ثانی در میان شاگردانش اشاره میگوید: «من همیشه ایشان را مرشد خطاب میکردم.» به باور او، مهمترین ویژگی استاد ثانی، دستیابی به یک سبک شخصی و پایبندی به آن بود؛ مسیری که با جدیت و آگاهی دنبال شد و در نهایت به شکلگیری بیانی منحصربهفرد انجامید. او این سبک را تلفیقی از سنتهای نمایش ایرانی و تجربهها و دریافتهای شخصی ثانی میداند و تأکید میکند که همین ویژگی، او را در جایگاه یک هنرمند صاحب سبک قرار میدهد.
توانایی در تلفیق تکنیک غربی با نمایش ایرانی
وحید هجینینژاد، کارشناس تئاتر و از آخرین نسل شاگردان استاد ثانی که تجربه همکاری با او را در پروژه «شب تا به روز» داشته است، نیز به ویژگیهای آثار و شیوهی اجرایی این هنرمند اشاره میکند. او با تأکید بر اهمیت دراماتورژی در تئاتر معاصر، توضیح میدهد که اگرچه بازخوانی و بازتفسیر متون نمایشی امری رایج است، اما ثانی همواره بر اجرای دقیق آثارش بدون تغییر تأکید داشت. به گفته هجینینژاد، این نگاه از توجه ویژهی او به عناصر هویتی متن، از جمله جغرافیا، زبان و فضای زیستی شخصیتها نشأت میگرفت؛ عناصری که به باور او، هویت اصلی اثر را شکل میدادند.
این کارشناس تئاتر، همچنین متون استاد ثانی را فراتر از آثاری صرفاً نمایشی میداند و معتقد است این نمایشنامهها بازتابی از هویت فرهنگی و تاریخی مردم کرمان هستند. به گفته او، این آثار علاوه بر قابلیت اجرا، از منظر پژوهشی نیز اهمیت دارند و میتوانند بهعنوان منابعی ارزشمند در حوزههایی چون مردمشناسی، لهجهشناسی و تاریخ اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
او در بخش دیگری از سخنان خود، به یکی از مهمترین ویژگیهای هنری استاد ثانی اشاره میکند؛ توانایی در تلفیق تکنیکهای تئاتر غرب با سنتهای نمایشی ایرانی. به باور هجینینژاد، این تلفیق که حاصل سالها مطالعه و تجربه زیسته بود، اجراهای استاد ثانی را به نمونهای شاخص از یک بیان نمایشی اصیل و در عینحال آگاه به دستاوردهای جهانی تبدیل کرده بود. با اینحال، او با تأسف اشاره میکند که بخش مهمی از دانش اجرایی و شیوه هدایت بازیگر توسط این هنرمند، هرگز بهطور کامل ثبت نشد و همین امر، فقدان او را برای نسلهای آینده تئاتر بیش از پیش حسرتبار میکند.
نمایشهایش در حافظه مخاطب ماندگار میشد
حمید غیاث، هنرمند پیشکسوت تئاتر، یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی و حرفهای استاد ثانی را توجه جدی به نسل جوان میداند. به گفته او، ثانی همواره با روی گشاده از فعالیتهای هنرمندان جوان استقبال میکرد و اگر هنرجویی برای نخستین تجربه اجرایی خود از او دعوت میکرد، با علاقه و احترام این دعوت را میپذیرفت و برای تماشای اجرا حضور پیدا میکرد.
غیاث تأکید میکند که این حضور، صرفاً حضوری نمادین نبود، بلکه ثانی پس از تماشای اثر، با حوصله و دقت درباره آن گفتوگو میکرد و دیدگاهها و پیشنهادهای خود را با سعهصدر در اختیار هنرمندان جوان قرار میداد.
به گفتهی این هنرمند پیشکسوت، استاد ثانی همواره جوانان را به مطالعه، تمرین و جدیت در مسیر هنر تشویق میکرد و معتقد بود که تئاتر باید به تجربهای ماندگار برای مخاطب تبدیل شود؛ تجربهای که پس از پایان اجرا نیز در ذهن تماشاگر باقی بماند و او را به تأمل وادارد. این نگاه، نشاندهنده درک عمیق او از مسئولیت هنرمند در قبال مخاطب و جایگاه تئاتر بهعنوان هنری تأثیرگذار بود.
غیاث همچنین به یکی از مهمترین ویژگیهای متون نمایشی ثانی اشاره میکند؛ توجه ویژه به ادبیات و زبان شاعرانه. او معتقد است که استفاده از اشعار، چه سرودههای خود ثانی و چه بهرهگیری از آثار شاعران بزرگی چون فردوسی، حافظ و مولانا، به آثار او کیفیتی متمایز میبخشید. این پیوند میان تئاتر و شعر، نهتنها به غنای ادبی آثار او میافزود، بلکه سبب میشد نمایشهایش در ذهن و حافظه مخاطبان ماندگار شوند.
بخشی از حافظه زنده تئاتر کرمان و ایران
شایان ذکر است مهدی ثانی در اول مهرماه سال ۱۳۲۴ در کرمان متولد شد و فعالیت هنری خود را از دوران جوانی با نقالی و پردهخوانی آغاز کرد؛ تجربههایی که بعدها در شکلگیری نگاه نمایشی و سبک شخصی او نقش مهمی ایفا کردند. او طی نزدیک به شش دهه فعالیت مستمر، بهعنوان نمایشنامهنویس، کارگردان و بازیگر، سهمی مؤثر در شکلگیری و تداوم جریان تئاتر این استان داشت و آثار متعددی را خلق و اجرا کرد.
از جمله نمایشنامههای او میتوان به «حسو»، «شب بیمادری»، «ماشین مشتیمندلی»، «آخرین برومند» و «شب تا به روز» اشاره کرد؛ آثاری که با تکیه بر فرهنگ بومی، زبان محلی و نگاه مردمشناسانه، جایگاهی ویژه در تئاتر منطقه بهدست آوردند. ثانی همچنین در حوزه بازیگری سینما و تلویزیون نیز فعال بود و در آثاری چون فیلمهای «راز پرواز» و «سلام» به ایفای نقش پرداخت.
این هنرمند پیشکسوت سرانجام در روز ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، در ۸۰ سالگی، بر اثر سانحه رانندگی در مسیر جاده کوهپایه دار فانی را وداع گفت؛ خبری که جامعه هنری، بهویژه هنرمندان تئاتر کرمان را در اندوهی عمیق فرو برد. پیکر او با حضور گسترده هنرمندان، شاگردان و دوستدارانش از مقابل تالار فرهنگ و هنر کرمان تشییع شد و در بهارستان هنرمندان این شهر، در کنار دیگر چهرههای فرهنگی، به خاک سپرده شد.
میراث هنری مهدی ثانی، امروز نهتنها در نمایشنامهها و اجراهایش، بلکه در نگاه، منش و شیوه هنری شاگردانش ادامه دارد؛ میراثی که بخشی مهم از حافظهی زنده تئاتر کرمان و ایران را شکل میدهد. یادش همواره گرامی باد.
نظر خود را بنویسید