محمد لطیفکار
بهمن ماه گذشته در مراسم اختتامیۀ نهمین هفته فیلم و عکس کرمان، انجمن سینمای جوان کرمان از محمد اسلامی عکاس و فیلمساز هنرمند و قدیمیترین هنرجوی این مرکز، به پاس یک عمر فعالیت هنری (چهل سال) در حوزۀ عکس و فیلم تجلیل کرد.
محمد اسلامی، فعالیت خود در سینما جوان کرمان را از سال ۶۳ آغاز کرده و بیش از ۱۰۰ فیلم کوتاه داستانی، مستند و مجموعۀ مستند ساخته است.
وی در گفتوگو با استقامت با اشاره به ۴۰ ساله شدن انجمن سینمای جوان کرمان، گفت: «من اولین هنرجو در دورۀ اول سینمای جوان بودم. ما ابتدا ۱۰ نفر بودیم که ۹ نفر از دوستان بعد از مدتی در طول آموزش منصرف شدند و رفتند، اما من در کنار استاد بزرگوارم مرحوم سهراب افشار که موسس سینمای جوان کرمان بودند، ماندم و اولین فیلم سینمای جوان کرمان را به نام «انتقال» ساختم».
اسلامی با اشاره به چگونگی ورودش به عرصۀ عکاسی و فیلمسازی توضیح داد: «در دورۀ دبیرستان یکی از درسها و زنگهای بسیار لذتبخش برای من انشا بود. همیشه علاوه بر موضوعی که معلم برای انشا مشخص میکرد و باید سر کلاس مینوشتیم و میخواندیم، دربارۀ مطالب دیگر هم مینوشتم و علاوه بر آن، تئاترهایی هم در مدرسه به مناسبت های مختلف مینوشتم و خودم بازی و کارگردانی میکردم»..
وی یادآور شد: «حتی تابستانها، در قسمتی از محله بچهها را جمع میکردم، یک پارچه را بهعنوان پرده وصل میکردم و برای بچهها نمایش بازی میکردم».
اولین فیلم و اولین عکس
عکاس پیشکسوت کرمان ادامه داد: «سال ۶۰ بدون اینکه آموزش دیده باشم با دوربین یکی از همکلاسیهایم که یک دوربین سوپر ۸ بود و چند کاست فیلم هم داشت اولین فیلم را ساختم که البته به دلیل اینکه فیلمهای خامی که داشتیم تمام شد، آن فیلم نیمهتمام ماند».
وی گفت: «آن فیلمها را من الان دارم و در فیلم دیگری که شروع کردهام از آنها بهعنوان مقطعی از تاریخ زندگی خودم و خانوادهام استفاده میکنم».
اسلامی خاطرنشان کرد: «شروع فیلمسازی من، بر اساس علاقه، عشق از آنجا شروع شد».
وی با اشاره به روند تحصیلاتش افزود: «کلاس پنجم دبستان در آزمون مدرسه استعدادهای درخشان که الان به آن تیزهوشان میگویند شرکت کردم و بعد از دو مرحله آزمون پذیرفته شدم».
اسلامی ادامه داد: «ما دومین دورۀ استعدادهای درخشان کرمان بودیم و من جزو بچههایی بودم که در سال اول ورود دو کلاس را در یک سال تحصیلی خواندم».
وی افزود: «از همان دورۀ اول دبیرستان کلاس موسیقی (تمبک) میرفتم، شعر و نمایشنامه مینوشتم و با همکلاسیهایم اجرا میکردیم. در ضمن نقاشی من هم خیلی خوب بود، زمانی که کارهایم را به مرحوم استاد محمدامام نشان دادم ایشان تعجب کردند و مرا بهعنوان شاگردشان پذیرفتند که دوره مهمی از زندگی هنری من آغاز شد».
وی اضافه کرد: «اولین عکسام را بهطور جدی، سال ۵۹ که دانشآموز دبیرستان امام خمینی کرمان بودم (آن زمان مدارس استعدادهای درخشان منحل شده بود) با دوربین یکی از همکلاسیهایم از عروسی دختر خالهام عکس گرفتم».
اسلامی گفت: «هرچند بسیاری آن عکسها به دلیل اینکه من اطلاعی از دوربین و عکاسی نداشتم، خراب شد اما داماد بهخاطر آن عکسهایی که گرفتم برای من یک پیراهن خرید. در واقع اولین عکسهای حرفهای من همانها بودند».
ورود به سینمای جوانان کرمان
وی توضیح داد: «اولین عکس مهم به معنای عکس را سال ۶۳ با دوربین استادم مرحوم سهراب افشار گرفتم. ایشان به من اعتماد کرد و دوربین یاشیکا رفلکسی دو لنزی خودشان را به من دادند که یک حلقۀ ۱۲ تایی فیلم میخورد. ۱۱ تا از آن عکسها خراب شد و یکی از آنها شانسی خوب شد! چون از شاتر و دیافراگم چیزی نمیدانستم. عددها را یکییکی میزدم و آخرین عکس خوب شد».
اسلامی اظهار کرد: «آن عکس را که از مرغ و خروسهایمان گرفتم، هنوز دارم. مرغ و خروسهای باران خورده که روی یک لنگه در قدیمی چوبی کز کرده بودند و تصویرشان در آبی که جلوی آنها بود، منعکس شده بود».
وی با اشاره به تاسیس سینمای جوانان کرمان در سال ۶۳ افزود: «سینمای جوانان آن زمان فقط یک اسم داشت، ما به خانه فرهنگ روبهروی عباسعلی که الان اداره کتابخانه ها در آنجاست، میرفتیم. آنجا کتابخانه و یک آمفی تئاتر بود که حدود ۷۰ نفر گنجایش داشت و گاهی آنجا تئاتر اجرا میشد و یک اتاق بود که مرحوم آقای منوچهر هماوندی مدیر تئاتر کرمان آنجا بودند و کلاس ما با آقای افشار در آن اتاق برگزار میشد، یعنی سینمای جوانان حتی یک اتاق هم نداشت».
استاد پیشکسوت عکاسی خاطرنشان کرد: «اولین فیلمنامهای که نوشتم حدود ۸ خط بود که جناب افشار که روحشان شاد باشد، سیزده بار از من خواست آن را بازنویسی کنم. من فکر میکردم که ایشان مرا اذیت می کنند و نمی خواهند که فیلم بسازم. اما سه ماه بعد از آنکه فیلمنامه را تصویب کردند و دوربین و تجهیزات رسید، استاد بزرگوارم خودشان سر صحنه آمدند و کمک کردند تا فیلم ساخته شد».
وی یادآور شد: «همان فیلم با نام «انتقال» اولین فیلم انجمن کرمان شد. من بهمنماه فیلمنامه را نوشتم و اردیبهشتماه سال بعد فیلمبرداری را انجام دادیم. فیلم به جشواره فیلم کوتاه تهران رفت، در سه رشته کاندیدا شد و ۲ جایزه گرفت. جوایزی که این فیلم گرفت باعث شد تا مسیر زندگی من عوض شود، زیرا تا آن زمان در خانه انتظار داشتند که من یا دکتر بشوم یا مهندس!»
وی دربارۀ کلاسهایی که در انجمن برگزار میشد، اظهار کرد: «در انجمن چون به جز من کس دیگری نبود، بنابراین دوره یا کلاس خاصی برگزار نمیشد. انجمن سه درس داشت، مبانی تصویری که استاد امام تدریس میکردند که فرصت عالی و سعادت بزدگی بود که با ایشان آشنا شدم و مرا بهعنوان شاگرد پذیرفتند که تاُثیر بزرگ و زیادی هم در زندگی شخصی و هم در زندگی هنری من داشتند و مرا به یک سمت و سوی دیگر بردند. درس صدابرداری توسط آقای جواد نکهت از صدابرداران مهم آن زمان رادیو و تلویزیون کرمان تدریس میشد و برای فیلمنامهنویسی و کارگردانی هم من حضوری خدمت آقای افشار میرفتم که بسیار از ایشان آموختم و همواره مدیون ایشان هستم».
این فیلمساز کرمانی تاکید کرد: «در واقع من هیچ کلاسی در سینما و عکاسی بهطور جدی و آکادمیک ندیدم، اما بسیار کلاس رفتم. در ورکشاپهای زیاد شرکت کردم، در نشستهای نقد و بررسی جشنوارهها حضور یافتم و از صحبتهای مخاطبینام که اکثر آنها مردم عادی بودند، خیلی یاد گرفتم».
پنج سال در رفسنجان
وی ادامه داد: «بعد از آن، سینمای جوانان رفسنجان توسط آقای حسین برزگرحسینی راه اندازی شد و آقای افشار از من خواست که به رفسنجان بروم و در آنجا تدریس کنم. بنابراین هفتهای دو روز به رفسنجان میرفتم».
اسلامی یادآور شد: «مدتی بعد آقای برزگرحسینی برای راه اندازی انجمن یاسوج رفتند و من بعد از دو ماه، در سن ۲۲ سالگی مسئول سینمای جوانان رفسنجان شدم».
وی افزود: «مدت ۵ سال از ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۹ مسئول سینمای جوانان رفسنجان بودم که دورۀ بسیار خوبی بود و با دوستان بسیار عزیزی آشنا شدم که یکی از آنها جناب مهندس سعید قاسمی بودند. ایشان آن زمان در شیراز مهندسی زمینشناسی میخواندند و در تعطیلات که به رفسنجان میآمدند چون خطاط بودند به ما در تهیۀ تیتراژ فیلمها کمک میکردند، ضمن اینکه اهل شعر و موسیقی هم بودند».
اسلامی بیان کرد: «به دلیل فعالیتهایی که داشتیم و علاقة زیاد بچههای رفسنجان به تولید فیلم و عکس در سطح بالا، مورد توجه ویژة تهران قرار گرفتیم و در نتیجه از وسایلی که آن زمان در دورۀ جنگ به سختی وارد کشور میشد، به انجمن رفسنجان میدادند، بطوری که انجمن رفسنجان بسیار مجهز شد».
پیشکسوت عکاسی کرمان یادآور شد: «آن زمان فقط یک جشنوارة استانی بود و ماحصل آنها به جشنواره فیلم کوتاه تهران میرفت. بعد بنیاد مستضعفان یک جشنواره فیلم کوتاه در تبریز راه اندازی کرد که جشنوارهای درجه یک در سینمای آماتور و فیلم کوتاه بود و در سطح عالی با جوایز خیلی خوب برگزار می شد. بهمرور تعداد جشنوارهها زیاد شدند. ما هم در رفسنجان تولیدات زیاد و با کیفیت عالی داشتیم که جوایز زیادی برای فیلمسازان رفسنجانی در سطح کشور بهمراه داشت. آنها مطرح و دیده میشدند و به همین خاطر توجه ویژهای به ما میشد».
برنامهسازی در تلویزیون کرمان
وی ادامه داد: «بعد از سال ۶۹ من به کرمان آمدم و به تلویزیون رفتم. در تلویزیون ابتدا شروع به برنامهسازی کردم و برنامههای زیادی هم برای تلویزیون کرمان و هم برای سایر شبکههای صدا و سیما ساختم که پخش شد. یک دورهای هم با جناب احمد اسداللهی شاعر بزرگ همکاری داشتم. ایشان مجری بودند و من کارگردانی میکردم».
اسلامی با اشاره به ساخت مسابقات و برنامههای ادبی در تلویزیون کرمان خاطرنشان کرد: «مدیران تلویزیون وقتی دیدند که یک جوان دارد خوب کار میکند، میدان دادند و من هفت فیلم مستند ۱۶ میلیمتری برای تلویزیون کرمان ساختم که ساخت این فیلمها بعد از فیلمهای ۸ میلیمتری یک گام بزرگ برای من بود. دوستانی که در سینما فعالیت میکنند میدانند که ساخت فیلم ۱۶ میلیمتری در آن زمان بسیار سخت بود».
وی افزود: «با پیشرفت تکنولوژی و آمدن شکلهای مختلف ویدئو، من شروع به ساخت فیلم داستانی کوتاه، فیلم مستند و مجموعههای مستند کردم که واقعاً تعداد آنها یادم نیست».
فیلمساز پیشکسوت کرمان گفت: «این فیلمها، هر سال به جشنوارههای صداوسیما میرفتند و هر فیلم ۵ تا ۸ جایزه هم میگرفتند. تمام عوامل اصلی فیلمهایم در جشنوارههای سراسری صدا و سیما که بین استانها برگزار میشد جایزه میگرفتند و این اتفاق خیلی مهمی هم برای من، هم برای عوامل فیلمهایم و هم برای صدا و سیمای مرکز کرمان بود».
وی اظهار کرد: «در دورۀ آقای سیدجواد موسوی اتفاق خیلی بزرگی در مستندسازی کرمان افتاد که حتی در تهران هم تاثیر گذاشت و آقای ضرغامی یک سال را به عنوان «نهضت مستندسازی» نامگذاری کرد و ایشان یکی از فیلمهایم را به نام «کرمان در این سالِ سی» بهعنوان نمونه برای سایر استانها فرستادند».
وی در پاسخ به این سوال که پس از آن چه اتفاقی رخ داد، آیا این دورۀ پُرکاری به پایان رسید؟ گفت: «به نظرم در اینجا نباید قدّت از یک حدی بلندتر شود! حسادتها و ذهنهای کوچک و بسته نمیگذارند که کار کنی و پیشرفت داشته باشی. نمیدانم، شاید من آدم بدبینی هستم. البته من خودم هیچوقت آینه بغل نداشتم که نگاه کنم تا ببینم بقیه چه کار میکنند؟ یعنی در کار و زندگی دیگران سرک نمیکشم. پرسوجو نمیکنم و سرم به کار خودم هست. از موفقیت دیگران هم خوشحال میشوم و هم لذت میبرم».
اسلامی ادامه داد: «طی ۱۲ سال گذشته و در دورۀ جدید مدیریت تلویزیون در کرمان، هیچگاه از من احوالی نپرسیدند و یادی نکردند. گلهمند نیستم و از کسی هم توقع و انتظاری ندارم. سالهاست این را یاد گرفتهام که فقط و فقط از خدا کمک بخواهم و وقتم را صرف کار و تلاش کنم. گله کردن و شاکی بودن نشانة ضعف است. اما چه خوب بود در این ۱۲ سال از توانمندیهایم و ایدههایم استفاده میکردند، به نفع خودشان بود».
نبود تهیهکننده برای فیلمسازی
وقتی از او پرسیدم: «چرا برنامههای خود را معطوف به تلویزیون کردید؟»، پاسخ داد: «چون فیلمسازی کار سختی است و نیاز به اسپانسر دارد. همان زمان هم که در تلویزیون کار میکردم، آنها فقط به من وسایل و ابزار میدادند، اگر کمکهای دوستانم در بیرون از تلویزیون نبود واقعا نمیتوانستم فیلم بسازم».
وی اضافه کرد: «آن زمان ما با عشق و علاقه کار را انجام میدادیم، اما الان هزینهها بسیار بسیار بالاست و توقع هم از من هم بالا رفته است».
پیشکسوت عکاسی کرمان افزود: «دلیل اینکه الان بیشتر به سمت عکاسی آمدهام و دیگر فیلمسازی نمیکنم برای این است که سرمایهگذار ندارم و علیرغم شعارها و حرفهای قشنگی که زده میشود، کسی در امور فرهنگی و هنری پول خرج نمیکند».
وی ادامه داد: «اخیرا عکاسی هم به دلیل شرایط بد اقتصادی و گرانیهای بیش از حد، خیلی سخت شده است. عکس و فیلم که از نیازهای و احتیاجات اولیة انسانها نیست و برای کسی مهم و ضروری نیست که پول بابتش هزینه کند!».
وی افزود: «من شاکی نیستم و دارم زندگی میکنم؛ این شرایط فقط برای من نیست، برای سایر دوستانم هم همینطور است. البته اکثر آنها با دستمزدهای بسیار پایین و از سر اجبار کار قبول میکنند که امیدوارم اوضاع هرچه زودتر خوب شود».
تجربۀ جذاب عکاسی از تئاتر
اسلامی که اخیرا وارد ژانر جدیدی شده و به عکاسی از تئاتر میپردازد، دربارۀ گرایش به این حوزه توضیح داد: «جناب علیرضا سهرابی که از او ممنون هستم، گروهی را با نام اصحاب رسانه ایجاد کرده که عزیزانی در آن حضور دارند که با هم به تماشای تئاتر میرویم. در این آمد و رفتها هم یکدیگر را میبینیم، هم حالمان خوش میشود و هم عکس میگیریم. تجربۀ شیرین، جذاب، جالب و جدیدی برای من در حیطۀ عکاسی است».
وی خاطرنشان کرد: «در تئاتر هم از پشت صحنهها عکس میگیرم و هم عکسهایی را که خودم میسازم و هم عکسهایی که از اجرا میگیرم».
اسلامی گفت: «این کار علاوه بر اینکه یک تجربۀ عالی برای من است، یک بُعد تبلیغی و اطلاع رسانی برای گروههای نمایشی دارد که آنها هم عاشقانه و بدون هیچ چشمداشت مالی کار تئاتر را انجام میدهند. عکسها در فضای مجازی و یا رسانهها به نمایش در میآید تا مردم مطلع شوند، بیایند و ببینند، و تا کار تئاتر و نمایش رونق بگیرد».
وی افزود: «از یک زاویهی دیگر هم به این موضوع نگاه میکنم. در واقع دارد آرشیو تصویری از تاریخچه تئاتر کرمان توسط من و دوستانم بهمرور بوجود میآید که برای استفادة آیندگان خواهد بود. این کار را ما شروع کردهایم و امیدوارم که دیگران هم ادامه بدهند».
وقتی از او سوال کردم: « چه چیزی را در عکاسی تئاتر دنبال میکنید؟». اسلامی پاسخ داد: «همانطور که گفتم علاوه بر حال خوش که با این کار حالم واقعا خوب میشود، همیشه در حال تجربه و یادگیری هستم و دارم می آموزم».
وی افزود: «البته در جاهایی که برای هنر و هنرمند ارزش قائل هستند، متولیان فرهنگ و هنر این عکسها را میخرند و آرشیو میکنند».
فیلمساز پیشکسوت کرمانی خاطرنشان کرد: «آن متولیان و مدعیان نه فقط عکسهای تئاتر، بلکه عکسهای بافت شهری، طبیعت، آثار تاریخی و هر آنچه که مربوط به آن شهر و آن منطقه است را میخرند، آرشیو میکنند و روی آن مطالعه میکنند و برای آیندگان نگه میدارند».
وی گفت: « بنابراین باید مراکزی باشد که این عکسها را از کسانی که سالهاست کار عکاسی انجام دادهاند، و در آرشیو دارند خریداری کنند».
اسلامی ادامه داد: « جالب است بدانید آرشیو عکس بسیار هزینهبر است. من الان باید حداقل چندین هارد بخرم تا بتوانم عکسهایم را ذخیره کنم، ضمن اینکه هاردهایی که ما میخریم حرفهای نیست و احتمال دارد آسیب ببیند».
وی اظهار کرد: «ما داریم این کار را خواسته یا ناخواسته انجام میدهیم و چند سال آینده نتایج خود را نشان خواهد داد».
فیلمسازی را رها نکردهام
پیشکسوت عکاسی در کرمان با بیان اینکه فیلمسازی را رها نکردهام، توضیح داد: «تعداد زیادی فیلمنامه و طرحهای مستند دارم و امیدوارم اوضاع خوب بشود و اشخاصی بیایند و کمک کنند تا این ایدهها ساخته شوند».
وی گفت: «گاهی دوستان سوال میکنند چرا فیلم نمیسازم؟ حال آنکه من با عکسهایم فیلم میسازم، فیلمهای خیلی کوتاه که طرفداران خودش را دارد. عکسهایی که روایت دارند و عکسهایی که داستان میگویند. البته یک فیلمی شروع کردهام و دارم از خودم فیلم میسازم».
از هیچکس توقع ندارم
اسلامی در پاسخ به این سوال که « تجلیل انجمن سینمای جوان را از خودش چطور ارزیابی میکند؟»، اظهار کرد: «از عزیزانم بهخصوص مدیر سینمای جوانان کرمان جناب عبدالرضا میرحبیبی تشکر ویژه میکنم. همانطور که اشاره کردم من از هیچکس توقع ندارم و این را واقعاً میگویم. نه انتظار تجلیل دارم و نه قدردانی و حقشناسی، اما دوست دارم کسی یا کسانی باشند که از داشتههایم، تواناییهایم و آثارم استفاده کنند و در قبالش هزینه بپردازند. حرفهای قشنگ فقط حرف هستند و قطعاً با این حرفها هیچ اتفاق ثمربخشی برای من نمیافتد. بسیار مایل هستم که تجربیاتم و آنچه را که در طی این سالها یاد گرفتهام به جوانان منتقل کنم تا اتفاقات خوب و قشنگی رخ بدهد».
اسلامی بیان کرد: «تاکنون درمانده نشدم و نالان هم نیستم، اما فکر میکنم میتوانست بهتر از این بشود، خیلی بهتر از این!»
وی در پایان یادآور شد: «امیدوارم به جایی برسیم تا تمام اهالی فرهنگ، هنر و ادب که با شرافت، صداقت، شهامت و عاشقانه سالها کار کردهاند، دغدغۀ مالی نداشته باشند و راحت و بدون وابستگی و نیاز به کسی و بدون دغدغه زندگی کنند و آثار فاخر و ماندگار بیافرینند و خلق کنند. این آرزوی من است».
اسلامی صحبتاش را با جملهای از مرحوم استاد محمدحسین عمید، گرهکار چوب، در فیلمی که سالها پیش بنام «یاد ایام» از او ساخته اینگونه پایان برد: «من از خدا خیلی ممنونم و از هیچکس هم هیچ توقعی ندارم، همین کارهایی را که کردهام به یادگار بمانند تا ببینند! اینجا محل گذر هست، پس میگذارم و میگذرم...».
نظر خود را بنویسید